تبليغاتX
totendi

باغبانان هیزم فروش ! ! !

یادداشتی از مهندس قاسم جند

نائب رئیس شورای شهر زیراب

در ماه های اخیر هر روزنامه ای را که باز می کنی ، هر سایت خبری را که می خوانی هر کانال تلویزیونی را که نگاه می کنی صحبت از سیاست است همه نگاه ها و همه تحلیل ها به مسائل سیاسی بر می گردد اما آیا هیچ وقت از خود پرسیدیم در این هیاهوی سیاسی چه چیزهایی و چه کسانی قربانی شدند ؟

این مقدمه ای اندک از باب تذکر این مورد بود که این روزها مردمان استان های شمالی کشور حال و روز خوشی ندارند می توان دلیل آن را از اندک اخبار مختصر رسانه ها در مورد نابودی جنگل های شمال ایران ، واردات برنج و میوه از کشورهای مختلف در زمان برداشت محصول کشاورزان و باغداران دانست .

جنگل‌های شمال ایران حال و روز خوشی ندارند و در معرض نابودی هستند. ولی این نابودی به دست خودمان با تیشه ای است که به ریشه خودمان می زنیم . هر روز هزاران اصله درخت در جنگل‌ها و مناطق حفاظت شده قطع می‌شوند و سازمان‌های محیط زیست و جنگل‌ها و مراتع کشور که مسئولیت حفظ و صیانت از این میراث گران بها را به عهده دارند با سوء تدبیر و مدیریت روند نابودی را سرعت می‌بخشند.

کشاورز یا باغداری  که یک سال کامل را به امید چنین روزی سپری کرد تمام آرزوهای خود و خانواده خود را بر باد رفته می بیند چه روزهایی این انسان های زحمت کش از ترس قهر طبیعت به خود لرزیدند و حال که با اتکا به خدواند طبیعت با آنان در به ثمر نشستن محصول خوب یار بود  دست نامهربان عده ای سیلی سردی بر رخ آنان فرود آورد که شرمساری از خانواده هم بر آن اضافه خواهد شد .

تصور اینکه زن و مردی 6 ماه از سال را با پای برهنه در آب و گل و لای با کمری دو تا شده در تلاش برای روزی حلال و خودکفایی کشاورزی کشور سپری کنند و در پایان محصول شان را در انبارهایشان تقدیم موش ها کنند بسیار رنج آور است . دردآور تر آن است که به جای محصول آنان محصولات بی کیفیت تر کشورهای دیگر در بازارها و منازل ما جای گرفته است انگار همه ما از صدا و سیما گرفته تا بازرگانان و برخی مدیران برای رونق کشاورزی و اقتصاد کشورهای دیگر ناآگاهانه قدم بر می داریم .

زمانی کشاورزان با دیدن وضع اسف بار بازار برنج داخلی اقدام به تبدیل زمین های کشاورزی خود به باغ های میوه کردند و امروز در زمان برداشت محصول میوه خود با انبوه میوه های وارداتی و بی کیفیت خارجی مواجه می شوند انگار به هر سمتی که قدم بر می دارند نیروی در مخالفت با آنان بر می خیزد . حال تنها راهی که برای این کشاورزان باقی می ماند قطع کردن درختان باغ های میوه خود و فروش و استفاده از آن به عنوان هیزم می باشد تا بتوانند با گرمای آن بر سرمای طبیعت غلبه کنند .

باید گریست  به حال خودمان به حال کشاورزیمان به حال باغداریمان به حال جنگل هایمان به حال کشاورزانمان به حال باغدارانمان  به حال برخی از مدیرانمان به حال برخی از . . .

به سكوت سرد زمان،

 به خــزان زرد زمان،

نه زمان را درد كسی،

 نه كسی را درد زمان

 

انعکاس یادداشت در سایت مازندنومه

انعکاس یادداشت در سایت شمال نیوز

انعکاس یادداشت در سایت دریانیوز

+ نوشته شده توسط totendi در شنبه دوم آبان 1388 و ساعت 16:44 |
با ادامه اين روند، 30سال ديگر جنگل نداريم
جنگل‌های ایران حال و روز خوشی ندارند و در معرض نابودی هستند. هر روز هزاران اصله درخت در جنگل‌ها و مناطق حفاظت شده قطع می‌شوند و سازمان‌های محیط زیست و جنگل‌ها و مراتع کشور که مسئولیت حفظ و صیانت از این میراث گران بها را به عهده دارند با سوء تدبیر و مدیریت روند نابودی را سرعت می‌بخشند.

به گزارش «خبر آنلاين»، کارشناسان و متخصصان محیط‌زیست با ابراز نگرانی شدید از رشد فزآینده تخریب جنگل‌ها در کشور، تغییر کاربری جنگل‌ها، نقش وزارتخانه‌ها و نهاد‌های دولتی در نابودی جنگل‌ها، قاچاق چوب، فقر گسترده ساکنان حاشیه جنگل‌ها، حضور دام در جنگل و اجرای ناقص طرح صیانت از جنگل‌ها و مراتع کشور را از دلایل عمده نابودی جنگل‌های کشور می‌دانند.

اهل نظر معتقدند اگر روند نابودی جنگل‌های ایران با روند فعلی ادامه یابد، در 30 سال آینده در کشور جنگلی باقی نخواهد ماند.

تغییر کاربری

مهمترین دلیل نابودی جنگل‌های شمال کشور تغییر کاربری آنها است. محمد درویش، متخصص محیط زیست معتقد است: «تغییر کاربری ابتدا در دامنه‌های جلگه‌ای اتفاق افتاد. کشاورزان این مناطق را به اراضی کشاورزی تبدیل کردند، اما با افزایش رفاه مردم و رشد شهرنشینی این اراضی به خانه، ویلا و شهرک‌های ویلایی تبدیل شدند.»

دکتر مخدوم استاد محیط زیست دانشگاه تهران با اشاره به وجود تبدیل جنگل‌ها به اراضی کشاورزی و سپس ویلا می‌گوید: «در پنج سال اخیر به دلیل شتاب گرفتن مصوبات احداث طرح‌های صنعتی و احداث شهرک‌های صنعتی جدید و همچنین توسعه شهرک‌های صنعتی موجود، پاک‌تراشی و تغییر کاربری جنگل شتاب بیشتری گرفته است.»

این متخصص محیط زیست یکی دیگر از موارد تغییر کاربری جنگل‌ها را احداث راه می‌داند و می‌افزاید: «راه‌سازی غیرضروری و مخرب، در دولت نهم شتاب بیشتری گرفته است به گونه‌ای که دولت پا را فراتر گذاشته و پروژه‌هایی که تنها مطالعات و کلنگ زنی آنها در گذشته انجام شده ولی به دلیل مشکلات بسیار زیست محیطی و فشار افکار عمومی متوقف شده بود را اجرایی کرده و با نابودی اکوسیستم‌های پیوسته و آبخیزهای حیاتی سبب ساز تخریب جنگل‌ها می‌شوند.»

نقش دولت در تخریب جنگل‌ها

شواهد نشان می‌دهد تخریب جنگل‌ها توسط دولت در چند سال اخیر شدت گرفته است. دکتر ناصر کرمی، روزنامه‌نگار و اقلیم‌شناس معتقد است: «تصور می‌کنم مشکل تخریب جنگل‌ها در اکثر نقاط جهان وجود دارد، اما چرا ایران که از نظر نسبت مساحت جنگل به کل مساحت کشور حتی در شمار 100 کشور اول برخوردار از پهنه‌های جنگلی نیست در شمار شش کشور اول مخرب جنگل قرار دارد؟ تصور می‌کنم اراده ملی برای حفظ جنگل‌ها ضعیف‌تر از ایران نیست. حفاظت جنگل در ایران نه یک موضوع حیاتی، ملی، جهانی و بنیادین، بلکه صرفاً دلمشغولی یکی از سازمان‌های وابسته به یکی از وزارتخانه‌های دولت است. در دولتی که آشکارا هیچ اولویتی برای محیط زیست در طبیعت قائل نیست و به گفته رئیس سازمان محیط زیستش در طول جلسات هیأت دولت حتی یک بار درباره مفهوم توسعه پایدار بحث نشده و مکرراً دولت‌مردانش به تصریح یا تلویح حفظ محیط زیست را مزاحمی در مسیر توسعه می‌دانند عجیب نیست مساحت کل جنگل‌های ایران در چهل سال گذشته به یک سوم کاهش پیدا کرده است.»

دکتر اسماعیل کهرم، استاد محیط زیست دانشگاه آزاد با اشاره به این که نیمی از جنگل‌های ایران در 30 سال گذشته نابود شده و به 12 میلیون هکتار رسیده نقش دولت را در این تخریب مؤثر می‌داند و معتقد است: «میزان برداشت پایدار از جنگل‌ها باید 2/3 میلیون متر مکعب باشد، اما دولت 6 میلیون متر مکعب از جنگل‌های هیرکانی شمال کشور برداشت می‌کند که دست کم سه میلیون سال قدمت دارند.»

استاد دانشگاه آزاد اسلامی به داستان گسترش فضای شهرک صنعتی در منطقه لاکان رشت اشاره می‌کند و می‌گوید: «استاندار گیلان بدون اخذ نظر کارشناسان منابع طبیعی استان و سازمان جنگل‌ها و مراتع، 1200 هکتار از بهترین اراضی جلگه‌ای واقع در ضلع جنوبی شهرک را برای گسترش فضای شهرک صنعتی در نظر گرفت و از وزیر جهاد خواست تا با این درخواست موافقت کند. مجوز ساخت کارخانه‌های پتروشیمی در حالی در استان‌های گیلان، مازندران و سمنان صادر شده است که این مناطق از نظر دارا بودن جنگل‌های هیرکانی در دنیا بی‌نظیرند.»

قاچاق چوب

قاچاق چوب تا دو دهه گذشته یکی از دلایل عمده نابودی جنگل‌ها بوده اما هم اکنون به دلیل مقابله با قاچاق تأثیر زیادی در تخریب جنگل‌ها ندارد. ولی محمد درویش، متخصص محیط زیست، از قطع بی‌رویه درختان توسط کارخانه‌های تولید زغال در زاگرس خبر می‌دهد و می‌گوید: «هرساله هزاران اصله درخت قدیمی که ارزش بالایی دارند توسط کارخانه‌های تولید زغال قطع و به زغال تبدیل می‌شوند و کیسه‌ای 10 هزار تومان به فروش می‌رسد.»

فاضلاب و زباله

هم اکنون حدود 50 واحد دفع زباله به وسعت 300 هکتار در جنگل‌های شمال وجود دارد که روزانه به طور میانگین بیش از 3 هزار تن زباله در آن دفن می‌شود.

با اینکه سال‌ها درباره تبعات انباشت زباله هشدارهای بسیار داده شده ولی روند انباشت آن در جنگل ادامه دارد. سوءمدیریت پسماند‌ها و انتخاب جنگل و رودخانه به عنوان مخازن رایگان زباله و فاضلاب و آلوده‌سازی آب، خاک و جنگل در سطح و زیرزمین و به دنبال آن بروز بیماری‌های عفونی انگلی، گوارشی، پوستی، تنفسی، انواع سرطان‌ها و مرگ‌های زودرس مشکوک و...، دستاورد فاجعه بار این سوءمدیریت در شمال و دیگر مناطق کشور است که هزینه‌های هنگفت درمان آنها، بار مالی سنگینی بر مردم تحمیل کرده است.

دکتر اسماعیل کهرم می‌گوید: «یک متخصص محیط زیست انگلیسی پسماند زباله را پلیدترین عنصر روی زمین می‌داند، چون باکتری‌های موجود در خاک را نابود، زمین را عقیم، به سفره‌های آب زیر زمینی نفوذ می‌کند و دوباره به سطح خاک می‌آید و تمام موجودات زنده؛ درختان، گیاهان و بذر‌های سطح خاک را نابود می‌کند.»

حضور دام در جنگل

بر طبق بند یک ماده شش مصوبه «صیانت از جنگل‌های شمال» هیأت وزیران، سازمان جنگل‌ها و مراتع موظف بود تا سال 1388، 3/3 میلیون واحد دامی را از جنگل‌ها خارج کند. اما این مصوبه در مهلت مقرر تحقق نیافت و حتی با تأخیری چندین‌ساله هم بعید است به طور کامل اجرا شود.

دکتر مخدوم استاد محیط زیست دانشگاه تهران می‌گوید: «امید می‌رفت با اجرای دقیق طرح صیانت از جنگل‌ها و خروج دامها، یکی از عوامل مؤثر نابودی جنگل‌ها از میان برود اما متأسفانه این اتفاق نیفتاد.»

استاد محیط‌زیست دانشگاه تهران می‌افزاید: «این طرح در استان گلستان به دلیل مدیریت صحیح اجرا شد اما در استان مازندران با پرداخت پول و تحویل خانه به دامداران آنها را از جنگل بیرون کردند اما دام‌ها همچنان در آنجا حضور دارند.»

یوسف گرجی بحری، پژوهشگر مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان مازندران با اشاره به زیان‌های حضور دام در جنگل می‌گوید: «در گذشته تعداد دام کم بود و آسیب‌های وارده به جنگل نیز مهم نبود ولی اکنون به دلیل افزایش تعداد دام و افزایش جمعیت، فشار به جنگل زیاد شده است.»

او می‌افزاید: «دامداری سنتی در جنگل‌های شمال به صرفه نیست و دامداران از روی ناچاری به کار خود ادامه می‌دهند. چاره کار آن است دامداریهای صنعتی ایجاد شود و با زراعت علوفه و استفاده از غذاهای کنسانتره، دامداری سنتی به دامپروری صنعتی تبدیل شود.»

این پژوهشگر در ادامه می‌گوید: «حضور دام در جنگل از زادآوری طبیعی درختان جلوگیری می‌کند زیرا دام، نهال را می‌خورد و درختان جدید به وجود نمی‌آید و جنگل، مخروبه می‌شود.»

گرجی‌بحری معتقد است: «خسارت مخروبه شدن عرصه‌‪ ۲۰۰هکتاری، سالانه دست کم ۲۰۰ میلیون تومان است. برخی از کارشناسان معتقدند علت اصلی پیشرفت کند طرح خروج دام از جنگل‌‌های شمال، نابسامانی و ضعف تشکیلاتی است.»

ناصرقلی صفاری، مسئول سابق طرح ساماندهی جنگل‌نشینان سازمان جنگل‌ها و مراتع دراین‌باره می‌گوید: «در ادارات منابع طبیعی، بخش مشخصی برای پیگیری این امر وجود ندارد و فقط یک نفر را مسئول طرح خروج دام کرده‌اند. طبیعی است با کمبود نیروی انسانی کار به درستی انجام نشود.»

او تصریح می‌کند: «حل مشکلات اقتصادی و اجتماعی جنگل‌نشینان، عشق می‌خواهد و در قالب حق ماموریت، نمی‌توان مسائل را حل کرد.»
+ نوشته شده توسط totendi در سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388 و ساعت 12:35 |

 یادداشتی از مهندس قاسم جند

داشتم سایت های خبری مازندران را مرور می کردم توجه ام به خبری جلب شد با این عنوان " راهدارخانه گدوک مورد تعرض افراد ناشناس قرار گرفت " اولین چیزی که به ذهنم خطور کرد ، این بود که دزدها دیگر چقدر پر رو شدند که اقدام به سرقت  اماکن دولتی آن هم راهدارخانه می کنند  . اما وقتی متن خبر را تا آخر خواندم فهمیدم که موضوع از تعرض به این مکان مربوط به تصرف کردن راهدارخانه به نفع استان دیگری است . ناگهان اخبار زیادی از جلوی چشمانم عبور کردند . این برای بار اول نیست که اینگونه اخبار را در سایت ها می خواندم و هیچ وقت هم هیچ عکس العملی از ارگان های مربوط برای محکوم کردن این عمل ناپسند نشنیدم وحتی هیچ عکس العملی از نمایندگان سوادکوه در مجلس هم در هیچ سایت خبری هم نخواندم راستی چرا سرحد های سوادکوه اینقدر برای همسایگانش مهم شده که هر از چند گاهی هر کدام از آنها یک تکه از آن را به نفع خود تسخیر می کنند و هر بار ما باید دندان بر جگر تکه پاره خود بگذاریم و سکوت کنیم .

سعی می کنم برای آرام شدن خود به آهنگ های فلکولوریک مازندران پناه ببرم صدای استاد ابوالحسن خوشرو را می شنوم که اینگونه می خواند :

خوش آن روزی که تهرون مال ما بود                                 حسین خان باثوری سردار ما بود

این بیت کمی من را در تفکر فرو می برد ، معنی این شعر چیست ؟ آیا براستی تهران مال ما بود ؟ اصلا آیا این حرف واقعیت دارد ؟

یادم آمد روزی به همراه برادرم به دربند تهران رفته بودم پرچم هایی در روستای دربند توجه من را به خود جلب کرد که بر آن از بازگشت شخصی به نام سوادکوهی از حج حکایت داشت . کمی جلوتر که رفتیم می دیدم همه مغازه داران به زبان مازندرانی و آن هم با لهجه سوادکوهی صحبت می کردند و وقتی با چند تا از آنها هم کلام شدم فهمیدم آنها خود و اصالت خود را سوادکوهی می دانند .

همین اتفاق برای من در موقع برگشت در دماوند و فیروزکوه اتفاق افتاد . وقتی از ماشین برای خرید از مغازه ها پیاده شدم و با همراهانم مازندرانی صحبت می کردم دیدم که مغازه داران هم با من به زبان مازندرانی صحبت می کردند برایم جالب بود و کنجکاوی من بیشتر شد یعنی آیا واقعا سرحدات سوادکوه و مازندران به این مکان ها هم می رسید ؟

به تاریخ که مراجعه کردم این حقیقت را بر من ثابت کرد که در گذشته های نه چندان دور نه تنها این بخش ها بلکه بخش های زیادی از سمنان هم جزئی از مازندران بودند و حتی بسیاری از این بخش ها در سه دهه اخیر از مازندران و سوادکوه جدا شدند . اما ما که هیچ وقت اعتراضی نکردیم ، ما که هیچ وقت ادعایی را مطرح نکردیم ما  که هیچ وقت کسی را نداشتیم که بخواهد حق ضایع شده ما را باز ستاند ، ما که نمایندگانی در مجلس نداشتیم که این موضوع را پیگیری کند ! ! !

مگر گدوک چه دارد که می خواهند آن را هم از سوادکوه جدا کنند ، آیا  داشتن آب و هوای خوب و شاید معادنی اندک و جلب توریست می تواند توجیهی برای دست درازی به خاک یک منطقه باشد .

 جالب تر این است که بنا به شنیده ها تعرض به راهدارخانه گدوک توسط کارکنان ادارات دولتی همسایه استانی مجاور انجام می شود چیزی که باور کردن آن برای من در قرن 21 و در ایران اسلامی غیر ممکن است و دارم سعی می کنم این تعرض را به افراد سودجو و تفرقه افکن و شاید دزدها نسبت بدهم ولی به من حق بدهید که سخت است .

  در هیچ جای جهان این رسم همسایگی نیست که چشم طمع به داشته های همسایه داشته باشند چه برسد به ما مسلمانان که در دین ما به مراعات حال همسایه تاکید فراوان شده است . و همسایه آزاری و طمع از گناهان نابخشودنی است .

در بیشتر مواقع نبود استانداران و فرمانداران و مدیران  بومی که هیچ گونه دلبستگی به خاک این مرز و بوم ندارند خود دلیل عدم پیگیری این موضوعات توسط این مقامات می گردد ، از طرفی در اکثر اوقات  به خاطر ملاحظات سیاسی و مدیریتی این افراد چشم روی این تعرضات می بندند و افراد سودجو به خود اجازه تعرض مجدد را می دهند ولی نمی توانم درک کنم نمایندگان سوادکوه در مجلس شورای اسلامی که حداقل یکی از آنها اصالت سوادکوهی دارد چرا هیچ وقت در مقابل این تعرضات عکس العمل جدی از خود نشان نداد یا اگر احیانا نشان داد هیچ کس از آن خبر دار نشد و هیچ تاثیری در جلوگیری از تعرض این افراد سودجو به خاک سوادکوه نداشت .

اما سخن آخر من با کسانی است که آگاهانه یا غیر آگاهانه اقدام به این تعرض به خاک سوادکوه می کنند :

این را بدانید که همواره سوادکوه در تاریخ با عظمت کوه های تسخیر ناپذیرش و با آرامش و بزرگ منشی مردمانش هیچ وقت زیر بار زور نرفت و نخواهد رفت و مردمانش در عین متانت خاک این مکان را سرمه چشمانش می کنند . و این را بدانید هر وقت که تکه ای از خاک این مکان از آن جدا می شود تکه ای از قلب مردمان رنجدیده و پاک دامان آن است که از بدن رنجور و نحیف مردمان آن جدا می شود ولی هیچ وقت مردمان این مناطق هویت سوادکوهی خود را فراموش نکرده و نمی کنند و همواره در هر مکان و تحت هر اسمی که باشند خود را سوادکوهی و جزئی از فرهنگ عظیم و افتخار آمیز سوادکوه می دانند .

انعکاس یادداشت در سایت مازندنومه

انعکاس یادداشت در سایت شمال نیوز

 

+ نوشته شده توسط totendi در جمعه سیزدهم شهریور 1388 و ساعت 17:4 |
در روزهای اخیر که گرد و غبار مهمان طاقت فرسای خیابان های شهر بود شاید کمی دلمان خوش بود که تدابیر جنگلهای این سرزمین سبز شاید تنها تدبیر فعلی موجود برای مبارزه با غبار باشد.

ریزگردهای عربی این روزها و ماههای اخیر دیگر به مهمان همیشگی استانهای مختلف کشور تبدیل شده اند که چاره اندشی و استفاده از جایگاه نهادهای بین المللی می تواند راهکار حل معضل موجود باشد.

این در حالی است که به نظر می رسد در شرایط کنونی تنها راه حل ممکن، حفاظت از عرصه های جنگلی و مرتعی به منظور مقابله با این پدیده خطرناک زیست محیطی است که شاید امروز ضرورت آن را بیش از هر زمان دیگری دریابیم.

در شرایط فعلی برای تجربه نفس های خالی از غبار، باید به دنبال داشته های طبیعی سرزمین خود رفته و دلخوش به بهبود وضعیت کویرهای کشورهای همسایه نباشم.

اتخاذ تدابیر اصولی برای مبارزه به پدید بیابان زایی در کشور، حفظ و حراست عرصه های جنگلی موجود، فرهنگسازی در زمینه درختکاری و عدم تخریب مراتع و جنگلها، گسترش فعالیتهای آبخیزداری، رسیدگی به امور تالابها و منابع آبی کشور و بهره برداری اصولی از این منابع از راهکارهایی است که باید در شرایط فعلی در دستور کار قرار گیرد.

+ نوشته شده توسط totendi در دوشنبه دوازدهم مرداد 1388 و ساعت 11:25 |
یادداشتی از مهندس قاسم جند

نائب رئیس شورای شهر زیراب

شایعه دهان به دهان گشت ، همه در گوش همدیگر چیزی را نجوا می کردند بله قرار است مراسم کلنگ زنی کک سازی سوادکوه توسط رئیس جمهور بر زمین زده شود .  مراسمی که چندین بار در سطوح مختلف قبلا برگزار گردیده بود و هر بار بنا به دلایلی از جمله مخالفت سازمان محیط زیست و عدم حمایت دولت از بخش خصوصی در این پروژه ناتمام رها شد اما این بار خود دولت مصمم به شروع پروژه گردید .

خبر به سرعت در تمام سوادکوه پخش شد بارقه امید در مردمانی که شادی سالیان سال  از لبان آن رخت بر بسته بود جاری شد ، امید به سوادکوه برگشت انگار در تابستان دوباره نسیم بهاری می وزید چه جالب بود که هوا هم در همان روز باران بهاری به خود گرفت انگار اشک شوق آسمان هم برای مردمان این دیار جاری شد . به جوانان امیدوار نگاه می کردم که به همدیگر تبریک می گفتن و وعده روزهای بهتر و پیدا کردن شغلی در این مجموعه را می دادند و حتی برخی سراغ دفتر این مجموعه برای نام نویسی را می گرفتن .

به سطح شهر که نگاه می کردی پر بود از پرچم های گوناگون هر کسی سعی داشت کلنگ شروع این پروژه را به شخص خاصی نسبت دهد عده ای پرچم هایی در تقدیر از نماینده خاص برای شروع این پروژه زده بودند ، عده ای از رئیس جمهور تشکر کرده بودند ، عده ای از وزیر قدردانی کردند ولی ای کاش کسانی افراد ی را که در پشت پرده و بدون چشم داشت و همانند همیشه بیشترین زحمت را برای شروع این پروژه انجام دادند را به خاطر یباورند زیاد هم سخت نیست کسی که بیشترین زحمت را برای شروع به کار بیمارستان شهدا زیراب انجام داد ، کسی که بیشترین زحمت را برای آبرسانی سوادکوه از گلناب دره انجام داد و او کسی نیست جز علامه بزرگوار حضرت آیت الله نظری که همواره با مردم  دوشادوش آنان در تمامی مشکلات بود .

 من به شخصه دست همه کسانی که در راه این پروژه زحمات بی منتی را انجام دادند می بوسم . پروژه ایی که بعد از سالیان سال که از ورشکستگی بزرگترین کارخانه منطقه سوادکوه و حتی مازندران شرکت زغال سنگ البرز مرکزی می گذرد موجب بازگشت خنده بر لبان خشکیده مردم سوادکوه گردید امیدوارم با درایت مسئولان دلسوز و حمایت بیش از پیش نمایندگان سوادکوه و مازندران در مجلس شورای اسلامی شادی دوباره به زندگی این مردمان دلسوز و زحمت کش و ساده زیست مهربان برگردد .   

شایعه از این قرار بود که آقای رئیس جمهور برای مراسم افتتاحیه تشریف می آورند اما کم کم مشخص شد که آقای رئیس جمهور برای این افتتاحیه تشریف نمی آورند و به جای ایشان کلنگ افتتاحیه را آقای وزیر صنایع بر زمین خواهند زد . هر چند مردم ،مشتاق دیدار دوباره رئیس جمهور و در دل با ایشان بودند ولی همین فرصت حضور وزیر صنایع را غنیمت شمردند . مردمان زیادی برای مراسم کلنگ زنی در سوادکوه حاضر شدند که این همه جمعیت و شور و شوق در افتتاحیه یک پروژه توسط یک وزیر و در این سطح در کل ایران بی نظیر بود.

 می شد انتظارات آنان را از دستان پینه زده زحمت کش مردم سوادکوه حدس زد . از ساعت ها قبل مردمان پاک زحمت کش سوادکوه منتظر تشریف فرمایی وزیر شدند . صدای آژیر های ماشین های پلیس راهنمایی و رانندگی و یگان ویژه و بلندگوهای ماشین های پلیس که ماشین های از همه جا بی خبر را   که در مسیر بودند را با لحنی نامناسب به کنار فرا می خواندند توجه همه را به خود جلب کرد باز هم نجواها شروع شد نکند برخلاف برنامه ریزی رئیس جمهور شخصا برای مراسم تشریف فرما می شوند  .

مردم منطقه سوادکوه به علت قرار گرفتن جاده تهران - شمال در وسط آن این صداهای آژیر را زیاد غریبه نمی دانند چون به علت جاده های غیر استاندارد آمار تصادفات در این جاده ها بسیار بیش از استانداردهای بین المللی است ولی هیجانات هنگامی فروکش کرد که مشخص شد  این بار این صداها برای حضور وزیر برای یک مراسم افتتاحیه بود البته در همه جای این مملکت از این دست مراسم کلنگ زنی زیاد برگزار می گردد ولی در هیچ جا شورای تامین چنین پیچیدگی امنیتی را برای یک وزیر انجام نمی دهند .

در این مراسم افتتاحیه در برخی مواقع به علت عدم هماهنگی برخورد مناسبی با روحانیت حاضر در مراسم و اعضای شورای شهر و از همه مهم تر مردمان منتظر و امیدوار انجام نشد و چه مردم و چه روحانیت معظم و چه اعضای شورای شهر این برخوردها را با جان دل به خاطر خشنودی مردم پذیرا شدند تا شیرینی این مراسم بر لبان این مردمان تلخ نگردد . شاید این فرصت امیدواری مردم را نباید با گله در هم بیامیزیم و بهتر است بحث در مورد این موارد را به زمانی دیگر موکول کنیم .

در خاتمه آنچه برای همه ما مردم سوادکوه مهم است  این است که این مراسم کلنگ زنی به مراسم افتتاحیه در آینده ای نه چندان دور منجر گردد امیدوارم این لبخند امیدواری در لبان این مردمان زحمت کش خشک نگردد .

انعکاس یادداشت در سایت مازندنومه

انعکاس یادداشت در سایت شمال نیوز

+ نوشته شده توسط totendi در شنبه سوم مرداد 1388 و ساعت 17:7 |

 

حرفهای ما هنوز ناتمام...
تا نگاه می کنی:
وقت رفتن است
بازهم همان حکایت همیشگی !
پیش از آنکه با خبر شوی
لحظه ی عظیمت تو ناگزیر می شود
آی...ناگهان...
چقدر زود...دیر می شود...

+ نوشته شده توسط totendi در سه شنبه دوازدهم خرداد 1388 و ساعت 14:34 |

+ نوشته شده توسط totendi در یکشنبه دهم خرداد 1388 و ساعت 10:28 |
قلم - مهندس موسوی صبح روز دوشنبه در سفر به استان مازندران، با آیت الله نظری، از علمای برجسته ساری دیدار و با وی گفت و گو کرد.


به گزارش خبرنگار اعزامی قلم نیوز، آیت الله نظری در این دیدار با تاکید بر برگزاری یک انتخابات آزاد اظهار کرد: امیدوارم انتخابات آزادانه تر و بهتر شود و تحمیلی نشود.

وی تاکید کرد: وقتی رهبر بر آزادی تاکید می کند بنابراین مردم باید در سطح بلند افکار آزاد و اندیشه های خود حرکت کنند.

آیت الله نظری، تلاش برای ایجاد درمان و آموزش رایگان در کشور و جلوگیری از بیکاری را از جمله وظایف وزرا و مسوولان کشور برشمرد و گفت: ان شاءالله کسانی که مسوولیت  را قبول  می کنند، کاری کنند که مردم با آزادی رای خود را بدهند، افراد خوب را انتخاب کنند تا بتوانیم این کشور را به یک کشور قدرتمند لااقل درسطح آسیا تبدیل کنیم.

آیت الله نظری درابتدای سخنان خود با خیرمقدم به مهندس موسوی  و همراهان وی بر انجام کار خیر برای باقی ماندن یک نام نیک از انسان تاکید کرد و گفت: راه مستقیم اسلام و کتاب، عبادت قرآن است. عدلت، صداقت، امانت و محبت اصولی هستند برای تمام جوامع انسانی و آنچه بشر بتواند بر اساس این اصول انجام دهد برای همه دنیا و بشریت، اعم از کافر یا مسلمان موجب رفاه و سعادت خواهد بود.

وی وجود نظم را برای امور دنیا و کمال را برای امور دنیا و آخرت ضروری دانست و افزود: ما در یک جامعه اسلامی زندگی  می کنیم و ملت ایران هم نشان داده است که طرفدار اسلام و روحانیت است و امیدواریم هر کس روی کار می آید،  به این مسایل توجه کند.

آیت الله نظری همچنین خطاب به مهندس موسوی گفت: شما 8 سال مورد تایید حضرت امام (ره) بودید؛ الحمدالله موافق کار خیر خدمت رسانی و اطاعت از رهبری و امام امت هستید.

مهندس موسوی نیز در این دیدار با بیان این که یکی از افتخارات من این است که از کودکی از محضر علما استفاده کرده ام، گفت: در دوران نخست وزیری، من خود را چیزی حساب نمی کردم و معتقدم که برکات آن زمان ناشی از بردباری ملت و فداکاری های مردم و شهدا بود.

نخست وزیر دوران دفاع مقدس همچنین با بیان این که با نیتی به صحنه انتخابات آمده ام و ان شاءالله این نیت خالص باشد، افزود: امیدوارم این تلاش ها از سوی هر کس باشد، موجب آگاهی بیشتر ملت شود؛ این از جمله برکات انتخابات است و خود انتخابات نیز از نعمت های انقلاب است زیرا پیش از انقلاب، انتخابات درستی نداشتیم.

+ نوشته شده توسط totendi در دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388 و ساعت 9:59 |
یادداشتی از مهندس قاسم جند


مایلی کهن با اعتقادات سنتی در عرصه فوتبال ، اجتماعی – اقتصادی و دایی با ظاهر و اعتقادات روشنفکرانه در عرصه فوتبال ، اجتماعی - اقتصادی رو در روی همدیگر صف آرایی کردند ، که این موضوع به نوعی تداعی کننده رقابت همیشگی دو جناح سنتی و روشنفکر در عرصه سیاست داخلی در اذهان همگان است . در عرصه ورزش  علی دائی که نماینده جناح روشنفکر ورزش در ایران بود  پس از کش و قوس های فراوان سر مربی تیم سایپا شد همان جائی که مایلی کهن از جناح سنتی سابقه مربیگری آن را در گذشته نه چندان دور در پرونده خود داشت ، و شاید همین موضوع جرقه اختلافات را بین این دو بازیکن مشهور فوتبال از دو نسل متفاوت و با دو عقیده متفاوت را بوجود آورد . در حالی که این ماجرا در دادگاه در حال سکون بود هر دوی این افراد در جبهه دیگر در حال مبارزه علیه همدیگر بودند مبارزاتی که بیشتر به مبارزات سیاسیون در پشت پرده شبیه بود . به نحوی که پس از کوچ دایی به تیم ملی الارقم این که دایی در هیئت مدیره سایپا بود ولی نتوانست مانع از سرمربی گری مایلی کهن در سایپا شود و مایلی کهن بر صندلی دایی تکیه زد و تیم سایپا را دگرگون گرد و نتایج نسبتا خوبی گرفت همان طوری که احمدی نژاد در برهه ای از زمان نتوانست مانع شهرداری قالیباف در تهران شود و قبل از او هم خاتمی و هوادارانش نتوانستند مانع از شهردار شدن احمدی نژاد در تهران شوند. اما رقیب مایلی کهن در تیم ملی روزگار خوبی نمی گذراند و هر روز سایه از دست دادن امپراتوری را بر سر خود می دید همان طوری که به علت مشکلات فراوان اجتماعی و اقتصادی و سیاسی که برخی از آنان به علت مشکلات جهانی و برخی دیگر به علت مشکلات داخلی بر جامعه ما سایه افکنده همین ترس و اضطراب به نوعی در اردوگاه آقای احمدی نژاد هم وجود دارد اما هیچ وقت دایی در عرصه ورزش فکر شکستی به این بزرگی را نمی کرد . همان طوری که غرور کاذب در بین طرفداران دولت فعلی باعث شده که آنها همواره در غرور پیروزی های سابق خود سرمست باشند و در ورزش دایی که با هیاهو و تشویق فراوان طرفدارانش به تیم ملی آمد با هیاهویی از نوع توهین و ناسزا ناچار به ترک تیم ملی شد اما در این بین نکته جالب این بود که با مهاجرت دایی باز هم رقیب سنتی او یعنی مایلی کهن بر صندلی تیم ملی تکیه زد و آیا همین جابجایی صندلی ها بین دو جناح رقیب در سیاست هم اتفاق خواهد افتاد ؟ اما انگار این صندلی در عرصه ورزش  باز هم باید بین رقبای دیگر دست به دست می گشت این بار با خارج شدن رقیب روشنفکر سابق امیر قلعه نوعی پرچم دار این تفکر شد و اختلاف این دو در بازی سایپا و استقلال به اوج خود رسید و در نهایت با حمایت همه جانبه روزنامه نگاران و خبرنگاران از جناح روشنفکر مایلی کهن مجبور به ترک صندلی تیم ملی و تقدیم آن به رقیب روشنفکر خود شد . خاتمی در انتخابات از جناح روشنفکر توانست بر رقیب سنتی خود ناطق نوری  غلبه کند ، دلیل عمده این پیروزی را می توان در ایجاد موجی در جامعه مبنی بر عدم توانایی نیروهای سنتی در اداره جامعه دانست همان تفکری که به حذف مربیان سنتی از فوتبال شد از طرفی در انتخابات بعدی خاتمی توانست همان مسیر را ادامه دهد و از طرفی به علت عدم هماهنگی در بین نیروهای سنتی ، خاتمی رقیبی قدرتمند را در پیش رو نداشت و باز هم به راحتی پیروز شد . حال نوبت جناح سنتی است که در مقابل جناح روشنفکر ابراز وجود کند آنها با نیروی جوان سنتی  و با شعار جدید و با اتحادی همه جانبه وارد شدند و از ضعف موجود و ناهماهنگی در اردوی روشنفکران استفاده کامل کردند و این رمز پیروزی احمدی نژاد در انتخابات شد . حال روشنفکران که قدرت خود را در خطر دیدند سعی در اخذ استراتژی جدید دارند تا بتوانند از موقعیت بوجود آمده که عمده دلیل آن تکروی های بی حد و مرز آقای احمدی نژاد است استفاده کنند و در یک برنامه ریزی کامل و از پیش تعیین شده سعی در پیش بردن اهداف خود و پیروزی نهایی نامزد روشنفکر در انتخابات پیش رو را دارند همان طوری که برخی از افراد با نفوذ در فدراسیون فوتبال در پشت پرده سعی در پیشبرد اهداف خود را دارند و اگر استراتژی درستی را اخذ کنند می توانند نامزد مورد حمایت خود را بر صندلی تیم ملی  بنشانند و در عرصه سیاست  اگر جناح محافظه کار و سنتی استراتژی مناسبی اخذ نکنند شکست آنان در انتخابات دور از ذهن نخواهد بود . این درسی است که سیاست باید از فوتبال بیاموزد .

+ نوشته شده توسط totendi در سه شنبه یکم اردیبهشت 1388 و ساعت 23:9 |

تصميم به شرکت و عدم شرکت در انتخابات چه براي کانديداها و چه براي مردم با توجه به اوضاع و شرايط آن جامعه صورت مي گيرد.

براي ترغيب مردم براي شرکت در انتخابات لازم آن است که شرايط برگزاري يک انتخابات آزاد فراهم باشد.

انتخابات آزاد نيازمند آزادي هاي اساسي است؛ آزادي قلم، آزادي بيان و آزادي احزاب به علاوه دو عنصر مهم ديگر يعني رقابتي بودن انتخابات و ايجاد شرايط يکسان براي نامزدهاي مختلف حاضر در صحنه انتخابات. (يعني رسانه به نفع يا به ضرر کانديداي خاصي عمل نکند.)

متاسفانه در سيستم انتخاباتي کشور ما کانديداها و نامزدهاي انتخاباتي هيچ گاه پلت فورم و برنامه يي ارائه نمي کنند، به عبارت بسيار ساده تر کانديداها هيچ گاه خودشان را درست معرفي نمي کنند و نمي گويند اگر انتخاب شوند در خصوص مسائل سياست خارجي، اقتصادي، اجتماعي و... چه خواهند کرد تا مردم آنها را بشناسند. در صورتي که در کشورهاي ديگر اين چنين نيست.

هر کدام از کانديداها و نمايندگان احزاب برنامه خاصي براي ارائه کردن دارند ولي در ايران کانديداها برنامه يي شبيه آنچه در کشورهاي دموکراتيک است، ارائه نمي کنند و مردم مجبور هستند با توجه به شناختي که از پيش نسبت به اين اشخاص دارند و اظهارنظرهايي که در طول دوران کوتاه مبارزه انتخاباتي خود که گاهي جنبه وعده پيدا مي کند، دست به انتخاب بزنند.

در حالي که در کشورهاي دموکراتيک جهان مردم با توجه به برنامه ارائه شده از طرف نامزدها در انتخابات شرکت مي کنند. در کل دنيا نامزدها براي حل مشکلات برنامه هايي ارائه مي کنند. براي مثال در امريکا جمهوريخواهان مخالف افزايش نرخ ماليات هستند و روي اين مساله برنامه ريزي مي کنند و دموکرات ها روي مسائل بيمه هاي اجتماعي و افزايش قدرت دولت فدرال کار و برنامه ريزي مي کنند.

اما بايد اعتراف کرد ما در ايران نمونه يي براي ارائه در اين خصوص نداريم. در حال حاضر کدام يک از کانديداهايي که به عنوان چهره هاي اصلي اين دوره از انتخابات محسوب مي شوند، در خصوص امنيت هسته يي ايران، بحران اقتصادي، رابطه کشورهاي منطقه و... اعلام برنامه کرده اند؟

ما در زمان انتخابات يکسري اظهارنظرها را مي شنويم. براي مثال آقاي احمدي نژاد که ظاهراً کليدي ترين کانديداي جناح راست محسوب مي شود، قصد توزيع يارانه ها را دارد و توجه چنداني به اينکه با توجه به وضعيت فعلي (قيمت نفت و...) موازنه هايش براي پرداخت اين يارانه ها و بودجه به هم خواهد خورد، ندارد.

و آيا سيدمحمد خاتمي در دوران انتخابات نويدهاي ارزشي، سياسي و ايجاد جامعه مدني مي داد؟ چنانچه ديديم در اجراي آن به نوعي با نافرجامي روبه رو شد و همين نافرجامي باعث شد در انتخابات بعدي اصلاح طلبان توفيق چنداني به دست نياورند.

يکي از ارکان اصلي هر انتخاباتي آن است که کانديداها برنامه ارائه دهند و بگويند در صورت پيروزي چه اقداماتي را انجام مي دهند.

انتخابات بايد به گونه يي باشد که مردم احساس کنند و کاملاً متوجه شوند انتخابات آزاد و کاملاً رقابتي است. نبايد از سوي نهادهايي خاص اظهارنظرهايي صورت گيرد که باعث شود مردم به اين گمان برسند که نتيجه از پيش تعيين شده و حضور آنها بيهوده است. مردم بايد براي شرکت در انتخابات انگيزه بالايي داشته باشند تا صحنه انتخابات خالي نماند.(etemaad)

+ نوشته شده توسط totendi در شنبه بیست و ششم بهمن 1387 و ساعت 22:40 |